آیدین آیدین، تا این لحظه: 14 سال و 10 ماه و 25 روز سن داره

آیدین عزیزم

واکسن شش ماهگی دلبندم

قند عسلم دیروز رفتیم واکسن شش ماهگیتو زدیم شما هم مثل همیشه آقا بودی اصلا اذیت نکردی مهربونم من که مثل همیشه وقتی میخوان واکسنتو بزنن از اتاق رفتم بیرون تا گریه عزیزم رو نبینم اما بابا میگفت اولش یه کم گریه کردی ولی بعدش تو بغل بابایی آروم شدی وقتی من دیدم اشکات رو گونت بود الهههی که من فدای نفسم بشم طاقت ندارم اینجوری ببینمت نفسم  اینجا آماده شده بودی بری واکسن بزنی   ...
7 خرداد 1391

آیدین زندگی

سلام عزیز مامانش پسرم دیروز  من و شمابا آقای پدر رفتیم عکاسی تا عکس ششماهگی دلبندمون رو بگیریم بعدش رفتیم بازار و یه لیوان چهار کاره و یه ست ظرف مرد عنکبوتی وقاشق و چنگال خوشگل برای عزیزمون گرفتیم وااااااای چقدر ذوق داره گل مون غذا بخوره .من و بابایی خیلی خوشحالیم از اینکه چند مدت دیگه پسرمون هم با ما غذا میخوره.خدارو شکر میکنیم کم کم پسرمون داره برا خودش  مردی میشه ماشاا... ای تنها بهونه واسه زنده موندنمون دوستت داریم.   ...
1 خرداد 1391

جیغ جیغو

سلام گلم  چند روز گذشته خیلی سرم شلوغ بود نتونستم برات مطلب جدید بذارم  .اتفاق های مهم این چند روزه عروسی خاله سمانه-تولد یسنا جون-تولد مانداناجون خلاصه حسابی سرمون شلوغ بود تو هم مثل همیشه آقابودی عزیزم آقا    آخه مهربون تر از تو هم پیدا میشه پسرم ؟؟     مهربونم حالا دیگه با صدای بلند جیغ میزنه و از اینکارش هم کلی لذت میبره فدای جیغ جیغوم بشم من ...
27 ارديبهشت 1391

روزت مبارک

مادرم وقتی چشم به جهان گشودم. قلب کوچکم مهربانی لبخند و نگاهت را که پر از صداقت و بی ریایی بود احساس کرد. دیدم زمانی را که با لبخندم لبخند زیبائی بر چهره خسته ات نشست و دنیایت سبز شدو با گریه ام دلت لرزید و طوفانی گشت. از همان لحظه فهمیدم که تنها در کنار این نگاه پرمهر و محبت است که احساس آرامش و خوشبختی خواهم کرد. مادر عزیزم روزت مبارک ...
23 ارديبهشت 1391

شعر عشق

عاشقم مـن ، عاشقی بی‌قـرارم کس ندارد ، خبر از دل زارم آرزویی جز تو در دل ندارم من بـه لبخندی ، از تـو خـرسندم مِهـر تو ای مه ، آرزومندم بـــــر تـــــو پــابـنـــدم از تـو وفــا خواهم من زخدا خواهم تا به‌رهت بازم ، جان تـا بـه‌تـو پیـوستم از همه بگسستم برتو فدا سازم ، جان مهربانم روزت مبارک
23 ارديبهشت 1391

خبر جدید

امروز بهترین خبر سال جدید بهمون رسید (دایی بابایی بعد از بیست سال نی نی دار شد )ای خدا شکرت خیلی خیلی خوشحال شدیم امیدواریم که همه به آرزوشون برسن و طعم شیرین پدر و مادر شدنو بچشن   الهی آمین ...
17 ارديبهشت 1391

ژست جدید

سلام شکلات مامان جدیدا وقتی میخوابونمت رو بالشت سرتو میگیری بالا یعنی نمیخوام بخوابم آخه گلم اینجوری گردنت درد میکنه فدای تو آخه گلم این چه کاریه ؟؟؟ ...
17 ارديبهشت 1391

حرف دل

سلام آیدین عزیزم امروز شما ومامان رفتید مهمونی  آیدین جان امروز با هم رفتیم خونه خاله و دایی ولی برای من کاری پیش اومد برگشتم خونه واقعا خونه بی شما حتی اگه واسه یه لحظه باشه خیلی بی روحه من از خدا خیلی ممنونم خیلی دوستون دارم. ...
15 ارديبهشت 1391

منتظر

امروز میخوایم بریم خونه مامان بزرگ.آیدین جون از صبح منتظر بابا بود که بیاد و اونو ببره مهمونی دیگه صبرش تموم شده و ساعتو نگاه میکنه قربون چشمات عزیزم بابا داره میاد نگران نباش مهربون ...
12 ارديبهشت 1391