منتظر
امروز میخوایم بریم خونه مامان بزرگ.آیدین جون از صبح منتظر بابا بود که بیاد و اونو ببره مهمونی

دیگه صبرش تموم شده و ساعتو نگاه میکنه

قربون چشمات عزیزم بابا داره میاد نگران نباش مهربون
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


منتظر
