آیدین آیدین، تا این لحظه: 14 سال و 10 ماه و 21 روز سن داره

آیدین عزیزم

باسوادشدن آقا آیدین

سلام خان خونه ما،مهربونم امسال باسواد شدی دو انگشت کوچکت وقتی اول سال لرز لرزان نوشت الف،الان دیگه مینویسه مامان دوستت دارم،فدای مهربونیت😘امسال خاطره انگیزترین سال زندگیت بود هم به خاطر باسواد شدنت و هم به خاطر وجود داداش کوچولوت که بدنیا اومده رفیق و همراه همیشگیت باشه و من خدا رو سپاس میگم و امیدوارم از سوادت برای کمک به آدم ها استفاده کنی تا زندگیشون زیباتر بشه،خدا رو شاکرم به خاطر وجود هر دوی شما،بهترین ها از آن شما ها باشه. معلم کلاس اولت خانوم آتش پیکر عزیز که برای باسواد شدنت خیلی تلاش کرد.جشن الفبای مدرسه که مهمان ویژه ات پسرخاله عماد بود، ...
3 شهريور 1398

ده ماهگی داداش کوچولو

سلام خان خونه ما😘امروز آوش ده ماهه شد،کلی شیطون شده البته در حال آموزش شیطونیه😉مدتیه که تو خونه صدا میزنه آدین،و شما کلی ذوق میکنین که اولین کلمه ای که گفته اسم آیدینه،به ساعت هم میگه ات،از خواب پا میشه غرغر میکنه،بای بای و نی نای هم انجام میده،دندونای پایین که اول هشت ماهگی در اومدن،سه روز پیش هم دندون بالایی خودشو نشون داد،وقتی میخوای بگیریش کلی گریه میکنه یعنی ولم کن میخوام برم،باهاش بازی میکنی کلی ذوق میکنه،به هر طرف تو باشی نگاه میکنه دنیای این روزای ما با شما خیلی قشنگه عزیزای دلم😘😘 ...
20 تير 1398

زیارت مشهد

سلام خان داداش😘 آیدین عزیز ماشاالله برا خودت مردی شدی،کلاس اول رو با موفقیت تموم کردی و تابستون رو حسابی خوش میگذرونی،امسال قسمت شد با  داداش کوچیکه و دوتا مادربزرگ بریم مشهد.انشاالله زیارتت قبول باشه که برا هر کسی که تو ذهنت میومد دعا میکردی عزیز دلم ...
12 خرداد 1398

آوش کوچولو

زندگی داره قشنگتر میشه وقتی یه پسر کوچولو مروارید دار میشه😍😘پنج اردیبهشت ماه آوش کوچولومون دندون دار شد😍زندگیمون با بودن شما دوتا خیلی قشنگ شده خدایا هزاران بار شکرت❤️❤️دیگه اینکه اصلا وقت وبلاگ نویسی نمونده برامون،آخه شیطونی مثل خان داداش😉  خان داداشت جوری میچلونتت وقتی میخواد بوست کنه که جیغت در میاد،بغل محکم،بوس محکم،اینا عواقب داره خان داداش گفته باشیم  ...
7 ارديبهشت 1398

سلام قشنگترین بهانه برای بودن

عشق مامان،خان داداش سال نودو هفت با همه خاطراتش داره تموم میشه و به نظر من بهترین سال بعد از سال نوده چون شما تو این سال یه رفیق یه همراه یه داداش گیرتون اومد که همیشه از خدا میخواستی بهت یه داداش بده که باهاش فوتبال بازی کنی، و من خدا رو هزاران بار شکر میکنم بابت هدیه های مهربونش.سر مامان حسابی شلوغ شده اصلا وقت نمیکنم به هیچ کاری برسم مخصوصا شما سر مشق نوشتن حسابی شیطونی میکنی ولی خداروشکر درسات عالیه الان دیگه عزیز دلم سواد دار شده خودت میتونی وبلاگتو بخونی و من در پوست خودم نمیگنجم فدای باسوادم بشم،کلی خاطره دارم و کلی عکس ... خان داداش آیدین و آقا آوش ...
10 اسفند 1397

سلام ما اومدیم😍

سلام نی نی وبلاگ ‌           ‌  ‌     ‌                 ‌                                      اومدم وبلاگ بهترین پسر دنیا رو بروز کنم🏃                                      عزیز مامانش ماشاالله بزرگ شده،پیش دبستانی میره،خوش میگذرونه،کاراته باز شده،خیلی جیگر شده،مامان باباش فداش💋💋         اینجا تولد تو پ...
22 دی 1396

تولد سه سالگی نفسم آقا آیدین

تو این روز طلایی تو اومدی به دنیا وجود پاکت اومد تو جمع و خلوت ما تو تقویما نوشتیم تو این روز و تو این ماه از آسمون فرستاد خدا ۱ ماه زیبا تولدت مبارک عشق مامان و بابا سلام زندگی من.ببخشید دیر به دیر به وبلاگت سر میزنم و اینقدر دیر تولدت رو تبریک میگم ماشاا... اینقدر شیطون و جیگر شدی که دوست دارم بیشتر با تو باشم تا وبلاگت.چند روز قبل از تولدت تو رو بردیم سنجش بینایی فدای چشمای خوشگلت بشم که یه کوچولو ضعیف بود و ما مجبور شدیم برات عینک بگیریم مامان خیلی غصه دار شد اما اشکالی نداره همه دکترا و همه پرفسورا عینک میزنن دکتر گفت ژنتیکیه .یه ماه دیگه دوباره میریم ایشالا این دفعه مشکلی نباشه عزیزم .ما هم چند تا دکتر مختلف می...
21 آذر 1393

شیرینی زندگی من

سلام شکلات مامان مراسم شیر خوارگان حسینی با امیر عباس عزیز شب شام غریبان کنار گلزار شهدا     برای خرید عید نوروز بازار رفته بودیم وسط بازار نشستی گفتی خستم نمیتونم دیگه راه بیام... از 28 ماهگی رنگارو کامل یاد گرفتی... ماشاا... هزار ماشاا...   ...
27 آبان 1393

آیدین به روایت تصویر

سلاااااااااااااااااااااااااااااام عزیزترینم عکس تولد دو سالگیت اینجا هم خونه بابابزرگ بقیه رو می گذاریم تو ادامه مطلب.... چهار روز بعد از تولدت تولد دختر دایی آنیل بود که شما عاشقشین اینم عکس عشقت... میگیم میخوای چکاره بشی میگی میخوام پلیس بشم میگیم یعنی همکار دایی حمید بشی میگی نه من میخوام دامادش بشم تفنگ بزرگ داره بده به من ماشاا... خوب زرنگی .عمه قربون آنیل بشه عشق دریا و آب بازی هستی با پدر مهربونت همیشه راهی دریایین و هر جایی آب ببینی سریع لباساتو در میاری حالا دریا باشه قنات باشه رودخونه فرقی نداره تو در هر صورت باید آب تنی کنی آفتاب سوخته شدین با یه عالمه ضدآفتابی که زدین ...
5 آبان 1393